هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

545

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

و « آسودگى » گذران كردند . هنگام جنگ فيما بين اهل « برتان » و « آنگلوساكن » ، مردان « برتانى » بسيار كشته شده ، دختران متعدد ، بىپدر و برادر گشتند . يكى از اين « صبايا » ، موسوم به « ارسلا » ، [ كه ] نسلا و نژادا و نجابتا و كفايتا برترى بر سايرين داشت ، همه جمع شده ، وى را به رياست خود برگماشتند و فرارا به طرف « كلن » روانه شدند . اهل « كلن » به « مهربانى » و « سلوك » پيش آمده ، شاهزاده خانم سركرده را كمال احترام و اعزاز نمودند ، امّا : [ بيت ] گليم بخت كسى را كه بافتند سياه * به آب زمزم و كوثر ، سفيد نتوان كرد هنوز اين بيچارگان سر بر بالين استراحت نگذاشته بودند ، كه سنگ لحد تكيه‌گاه سرشان شد . قسمت به جايى كشيدشان كه خيلى سهمناك‌تر از ملكى بود كه از آن فرار كرده بودند . تبيين اين مقال آن‌كه اهل « هونز » « 1 » كه مردمان « سبع » « 2 » و « بىرحمى » بودند و منزلشان در ساحل « بحر خزر » بود و « غربيين » از « ظلم » و « اجحاف » آنها « خائف » و به تنگ آمده بودند ، مدّتى قبل ترك وطن كرده ، تا « هنگرى » و جنوب « جرمنى » رفته بودند ، در سال 450 [ م . ] « 3 » اينان با طوايف وحشى ديگرى اراده كردند از خاك « جرمنى » گذشته ، داخل « گال » شده ، به قتل و غارت خودى ببندند . لهذا در ابواب جمعى « آتيلا » ، كه هم پادشاه و هم سركرده بود ، به ايالات فوق كه جزو مملكت « رم » بود ، رفته ، به هرجا كه رسيدند ويران ، و به هركس كه برخوردند ، بىجان كردند . از اين يورش ، « دهشت » و « وحشت » تمام « فرنگستان » را متزلزل ساخت . از هرآبادى كه مىگذشتند . [ آن را ] با خاك يكسان مىكردند . آنان كه از زير تيغ بىدريغ « 4 » اينها نيم جانى به سلامت دربردند ؛ به « صحارى » و « قفار » « 5 » و « تلال » و « جبال » پناه بردند و يا در قلاع محصور پنهان شدند .

--> ( 1 ) . هون‌ها ( Huns ) ، قومى از اقوام زردپوست وحشى كه از اوايل قرن دوم ميلادى در شمال درياى خزر در حوالى رود ولگا و اورال سكونت اختيار كردند و سپس به اروپا هجوم بردند و پس از شكست قابل ژرمن دولت عظيمى را تشكيل دادند كه پس از مرگ « آتيلا » منقرض گرديد . ( 2 ) . وحشى . ( 3 ) . در اصل : ع . [ مخفف عيسوى ] ( 4 ) . در اصل : بيدريع ( 5 ) . زمين غيرآباد ، كه آب و گياه در آن نباشد .